سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
199
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
تقريرى كه در مبحث شيخان گفتيم يعنى مىگوئيم : قضاء بواسطه حصول قدرت لازمست و فديه بواسطه نفس افطار و از جمع بين اين دو هيچ محذور و اشكالى لازم نمىآيد و مرحوم مصنّف نيز در كتاب دروس به همين رأى معتقد مىباشند . سپس مىفرماين : در عبارت مرحوم مصنّف كه فرمود : ( و لو برء قضى ) دو احتمال است : الف : آنكه قضاء علاوه بر فديه لازم باشد چنانچه در دروس نيز چنين فرموده . ب : آنكه تنها قضاء واجب باشد بدون فديه همانطورى كه مرحوم علم الهدى سيد مرتضى به آن قائلند . پس از آن مىفرماين : مرحوم مصنّف حكم مذكور در ذو العطاش را مقيّد به كسى نمود كه از زوال مرضش مأيوس و بدين وسيله از مرضى كه بهبوديش مرجوّ و مرضش عادتا ممكن الزّوال است احتراز كرد چه آنكه حكم وى بعد از حصول سلامتى و امكان روزه مانند مريضهاى ديگر تنها قضاء مىباشد . ولى حق از نظر ما اينست كه در ذو العطاش بايد همچون پيرمرد و پيرهزن قائل شد يعنى بگوئيم : در صورتى كه وى بطور كلّى از گرفتن روزه عاجز است نه قضاء بر او واجب است و نه فديه ولى اگر با تحمّل مشقّت شديد مىتواند آن را بگيرد فقط فديه لازمست . قوله : داء لا يروى صاحبه : كلمه [ لا يروى ] به صيغه مجهول و